X
تبلیغات
رایتل
تراوشات ذهنی من

اونایی که از پست هام خوششون نمیاد نظراشون و بنویسن روی کاغذبعدشم بندازنش توسطل آشغال....!


دُخترم ...


امروزبرای تُ مینویسم سالها بعداگر بدنیا آمدی و بزرگ شدی قد کشیدی و خانوم شُدی

دلم میخواد تُ رو ازهمه دانشگاهاوپسرای محله ومدرسه دورکنم،

دلم میخواد نذارم ازخونه بیرون بری

دلم میخواد رنگِ آفتابُ فقط توحیاط ببینی

دخترم میدونم ازمن متنفرمیشی

میدونم منُ بدترین مادرِ دُنیا میدونی

میدونم ...

خوب میدونم ...

اما دُخترکم اگه بدونی چی بِ سر احساسات مامانت اومد و

چه جوری دلش شکستُ ازمامانت گله نمیکنی...

دخترم وقتی سنت هنوز درگیرِ احساسه وُ منطق نمیشناسی عاشق میشی...

دُخترکم عاشقی درد داره ...

مامان تو این دنیا نباشه که دردِ اونروزاتو ببینه





نوشته شده در یکشنبه 9 تیر 1392ساعت 23:49 توسط تصویری از ذهن خسته ی من نظرات (64)




Design By : Pars Skin